کل یوم عاشورا کل ارض کربلا

آدرس کانال های وبلاگِ علامه دهر

⭕️ در صورت فیلتر پیام رسان تلگرام، کانالِ وبلاگِ علامه دهر را از طریق؛

🔹 ایتا؛
Eitaa.com/allameyedahr

🔸وبلاگ؛
 www.allameyedahr.blogfa.com

🔹آی گپ؛
allameyedahr

🔸سروش؛
allameyedahr

دنبال کنید.

--------------------------------------------------------------------------

با توجه به استقبالِ بسیاری از ارادتمندانِ حضرت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) و مخاطبانِ عزیز از مطالب، خبرها و تصاویرِ وبلاگِ علامه دهر در طول راه اندازیِ این وبلاگ، این نشانی (allameyedahr.blogfa) توسط برخی افراد در کانالِ تلگرام سرقت شده و ما مجبور به تغییر آی دیِ کانالِ تلگرام به (amol6@) شدیم. لازم به ذکر است که کانالِ جعلیِ مذکور با استفاده از نام این کانال فقط توانسته 63 عضو را جذب کند و بعضاً مطالبی غیر از آثار علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) را بارگذاری کرده، در حالی که بحمدالله بیش از 3500 نفر از علاقمندان آن عارف فرزانه پیگیرِ مطالبِ کانالِ تلگرامیِ این وبلاگ با نشانیِ (amol6@) بودند.

اما اکنون پس از زمزمه هایی مبنی بر فیلتر شدنِ تلگرام، باز هم فردی مشخص با نیتی سوء، اقدام به سرقتِ این آی دیِ تلگرامی ((amol6@) کرده و در پیام رسانِ ایتا قصد سوء استفاده از این نشانی را دارد. در حالی که نشانیِ قطعی وبلاگ علامه دهر در نرم افزارِ ایتا، همانند همین وبلاگ، به نشانیِ (allameyedahr@) بوده و چنانچه برای ادمین های محترم کانال های همسو مقدور است، لطفاً نسبت به اطلاع رسانی اقدام فرمایند.

 

گزارشی از مراسم تشییع و تدفین مرحوم خواجه ابوسعید آملی (حاج رضا ولایی) علیه الرحمه

گزارشی از مراسم تشییع و تدفین مرحوم خواجه ابوسعید آملی (حاج رضا ولایی) علیه الرحمه

 

هرگز باورم نمي شد که موضوع مطلب بعدي اين وبلاگ "جناب خواجه ابوسعيد آملي عليه الرّحمه" باشند چون معمولاً اصلي ناگفته و قانوني نانوشته براي نپرداختن به زندگينامه، وقايع و تصاوير آن مرد وادي "عشق و عرفان و سکوت" وجود داشت که تاکنون ميسّر نبود و الحمدلله که چنين بود اما با وقوع ارتحال جانگداز آن بزرگمرد الهي و رفع خسارت بارِ آن مانع (در حدّ مقدور) صفحات اين وبلاگ و کانال مزيّن به مطالبي از ايشان خواهد شد؛

صبحِ روز شنبه بيست و يکم تيرماه هزار و سيصد و نود و سه، برابر با چهاردهم رمضان المبارک يک هزار و چهارصد و سي و پنج است. امروز بعد از اذان صبح از آمل به تهران آمدم. حدود ساعت يازده صبح تماسي از يکي از دوستان داشتم که در مورد اوضاع و احوال جناب ولايي (عليه الرحمه) امّا و اگرهايي پيش آورد و تلويحاً وفات آن مرد الهي را منتقل کرد گرچه اما خودش هنوز مطمئن نبود...

بلافاصله تماس هايم با آشنايان و نزديکانِ آن جناب شروع شد تا اين که حدود ساعت يک بعد از ظهر، خبر قطعي و جانسوز ارتحال قديمي ترين، ديرينه ترين و در عين حال نزديک ترين خوشه چين خرمن معارف حضرت علامه حسن زاده آملي(حفظه الله)، شاگرد يگانه، عزلت نشين اين زمانه، عين کَرَم و جود و سخا، آرميده به روضه رضوان رضا، صاحب کشف و کرامات و شهود عرفاني، شاگرد مُبرَّزِ علامتين حسن زاده آملي و حسيني تهراني، سوخته عشق و محبت، مُمِدّ هِمَمِ رهروان ومشتاقان طريق نيکبختي و سعادت، آفتاب مشعشعِ سپهر رضا، منبع ناب و جوشان چشمه ولا، غواص اُقيانوس بيکرانِ عمل و علم و دانايي، حاج رضا ولايي(رفع الله درجاته) را شنيدم.

خبر، چنان تکان دهنده و تأثيرگذار بود که تا ساعت ها براي دريافت صحت خبر يا عدم آن در تقلا و جنب و جوش بودم و بالاخره در ساعت مذکور، خبر قطعي ارتحال رُکنِ رکينِ شاگردان و محبّان حضرت علامه را دريافتم.

پس از اطلاع از ساعت تشييع و تدفين، بدون فوت وقت حرکت کرده و راهيِ آمل شدم. گويا اين بار مسيرِ هراز طولاني تر شده و زمان شتابان تر از گذشته سپري مي شود.

همزمان، با يکي از نزديکان در حال هماهنگي براي تهيه تصوير بودم. از طرفي ديگر هم مطّلع شدم گوهر عرفان اين عصر، علامه ي دهرِ روزگار ما، اُستاد حسن زاده آملي هم از ايراء حرکت کرده و براي شرکت در مراسم، در مسير جاده هراز و شهرآمل هستند که بالاخره نرسيده به آمل ديده هايمان به جمال مبارک و نوراني ايشان منوّر شد.

سرانجام حدود ساعت 16 وارد آمل شده و به بيت مرحوم خواجه ابوسعيد آملي(رحمه الله عليه) رسيديم. وروديِ کوچه ابن سينا مملوّ از علاقه مندان و ارادتمنداني بود که ساعت ها منتظر تشريف فرمايي حضرت علامه و آغاز مراسم بودند. به طرفه العيني مي شد بسیاری از چهره هاي آشنا را دید. از شاگردان ساليان دور اُستاد حسن زاده گرفته تا ساکنين سبزه ميدان و آشنايان و حتي کساني که فقط يک بار با آن مرد خدا مراوده داشته اند، اما در اين ميان شايد چهره ماتم زده اُستاندار اسبق مازندران (آقاي گرانمايه کاشاني) که ارادت ويژه اي نسبت به خواجه ابوسعيد (عليه الرحمه) داشته و حسرتش را در غم اين فقدان بزرگ نمي توانست پنهان کند، جلوه اي ديگر از نفوذ روحاني و محبوبيت آن عالم رباني را فراتر از يک محدوده جغرافيايي خاص و شهر و... به نمايش مي گذاشت.

بالاخره به محض رسیدن، از مانعی که نیروی انتظامی برای ساماندهی به تردّدها ایجاد کرده بود عبور کرده و فوراً خودم را به درب ورودی منزل رساندم، همانجا دوربین را از یکی از نزدیکان تحویل گرفته و شروع به تصویربرداری نمودم. .. بحمدالله با اینهمه فراز و نشیب و فاصله چند ساعته تا آمل، به موقع رسیده بودم چون همزمان حضرت علامه در حال پیاده شدن از ماشین بودند که به خاطر شرایط جسمی شان، دو نفر از نزدیکان نیز به ایشان کمک می کردند تا راحت تر پیاده شوند. شاید برای حضاری که بعد از سالها حضرت علامه را زیارت می کردند (با مشاهده این صحنه ها) آهی جانسوز و جگرسوز از نهادشان برآمده باشد چرا که معظمٌ له نسبت به سالهای اخیر، زحمات زیادی را برای شرکت در چنین مراسم هایی متحمّل می شدند.

برای تقریب ذهن به ده سال قبل در چنین روزهایی بر می گردیم، روزی که مرحوم حاج عزّت الله نجفی از اُدبا و شعرای خوش قریحه و از شاگردانِ نسل اوّل حضرت علامه از این دنیای فانی رخت بربسته بودند، آن روز و در آن گرمای طاقت فرسایِ مرداد ماه 1383 معظمٌ له در بیت مرحوم نجفی (رحمه الله علیه) حضور یافته و پس از حدود نیم ساعت با پای پیاده، مسیر حدود دو کیلومتری را تا آرامگاه امامزاده ابراهیم (علیه السلام) طیّ نموده بودند. ایشان در آن روز، ضمن حضور، نماز را نیز بر پیکر مرحوم نجفی (ره) اقامه فرموده و حتی حدود یک ساعت نیز به صورت ایستاده برای حضّار سخنرانی و بذرافشانی کرده بودند. پس از آن حدود یک الی دو ساعت در آرامگاه امامزاده ابراهیم (علیه السلام) با حضور بر مزار برخی درگذشتگان و قرائت فاتحه، منتظر تشریف فرماییِ جناب خواجه ابوسعید آملی (که از تهران عازم آمل بودند) ماندند و پس از آن و بعد از اینکه آن دو بزرگوار در معیّت یکدیگر بر مزار مرحوم نجفی(علیه الرحمه) حاضر شدند، آنجا را ترک کرده بودند.

امّا امروز اوضاع جسمیِ آن یگانه دوران، انگشت حسرت ارادتمندان و محبان را بر لبان می نشانَد چنان که حضرت اُستاد قادر به حضور در بین جمعیت و تشییع برجسته ترین همراه و مونس علمی و همسفر کُتَل های عملی خودشان نبوده و حضور در بیت آن مرحوم و اقامه نماز فُرادی بر پیکر مرحوم خواجه و تفقّد از همسر و فرزندان آن مرحوم، حدّاکثر توانایی جسمی معظّمٌ له بوده که برخی از حضّار تشنه دیدار آن عالم فرزانه (که با دیدنِ ایشان سیراب شدند) از نزدیک شاهد این شرح حال جسمانی بودند.

بالاخره، حضرت علامه پس از چند دقیقه نشستن در خودرو و آمادگی برای پیاده شدن، پیاده شدند و با احتیاط، عصازنان به همراه چند نفر از نزدیکان به منزل آن مرحوم تشریف بردند و دکتر باقر لاریجانی (داماد حضرت علامه) نیز به آرامی پشت سر ایشان حرکت می کرد. غیر از سکوت محضی که بر محیط حکمفرما بود، از اطراف و اکناف نیز صدای گریه و ناله حاضرین شنیده می شد و صدای دیگری غیر از آن به گوش نمی رسید.

همزمان با ورود معظّمٌ له به منزل، یکی از همراهان آقا از دیگران می خواهد تا از ورود به منزل خودداری کنند.

فرزند مرحوم ولایی متواضعانه خود را به درب ورودی و محضر حضرت علامه می رساند و با ابراز ارادت، بر دستان مبارک ایشان بوسه می زند. آقا بلافاصله می پرسند؛ "جنازه را حرکت دادند؟" که جواب داده شد؛ "خیر آقاجان... منتظر تشریف فرماییِ شما بودند".

سپس حرکت کرده و به سمت اتاق رفتند که متعلّقه جناب خواجه با دیدن حضرت علامه و حضور ایشان در آن بیت شریف، طاقت از کف داده و از این فقدان و مصیبتی که وارد شد، بیقراری می کردند. اطرافیان آقا (که سالها از اُنس و اُلفت مثال زدنی هر دو بزرگوار مطلع بودند با دیدن این صحنه غم انگیز) ناخودآگاه اشک هایشان جاری شد و معظّمٌ له دلجویی فرمودند. بعد از آن به اتاق (ی که پیکر مرحوم ولایی آماده تشییع بود) وارد شدند.

حضرت علامه نشستند و دکتر باقر هم بعد از این که در کنار جنازه مرحوم خواجه نشست، نتوانست آرام و قرار بگیرد و ناخودآگاه اشک می ریخت. فرزندان معظّمٌ له (حسین آقا و صبیه ایشان) و سایر منسوبین به ایشان نیز که در اتاق حضور داشتند، به یاد این انیس چند ده ساله پدر اشک می ریختند.

معظّمٌ له نیز سرشان را به عصا تکیه داده و به تفکّری عمیق فرو رفته بودند. بعد از چند لحظه ای آقا رو به فرزند آقای ولایی (که در جمع نشسته و اظهار ارادت می کرد) نیز تسلیت گفته و چند بار در فراق این یار و همدم قدیمی دست روی دست کوبیدند.

چند دقیقه ای گذشت که همگی بیرون رفتند و کسی در اتاق نبود. فقط حضرت علامه تشریف داشتند و (ظاهراً) نماز را به تنهایی بر پیکر آن دانشمند گرانقدر اقامه فرمودند. حقیر نیز به اتاق دیگری رفتم و در حین انتظار، نگاهم به دیوارهای اتاق افتاد که مرحوم ولایی عکس هایی از بزرگان عرفان را تابلو  و بر دیوار نصب نموده بودند، بزرگانی چون سیّد علی قاضی، جواد آقا ملکی تبریزی، علامه طباطبایی و اخوی ایشان محمدحسن الهی طباطبایی، مرحوم کشمیری، شیخ محمد تقی آملی، ابوی خودشان و ....

تابلوی دیگری که در گوشه آن عکس زیبایی از مرحوم علامه سیّد محمدحسین تهرانی الصاق شده، زینت بخش آن اتاق نورانی و باصفا شده بود. متن تابلو قصیده ای زیبا در مورد سرور شهیدان، حضرت اباعبدالله علیه السلام بود با این مطلع؛

نورِ خدا، آینه حق نما/  نورِ هُدی نورِ حسین است و بس...

البته رؤیت این ابیات و بسیاری از کتب مذهبی و فراتر از همه آنها، قرآن، در آن منزل، مظلومیت عرفای الهی و معاصر را بیش از پیش نمایان می سازد که متأسفانه جماعتی دانسته و نادانسته بر طبل بی دلیل و منطقِ اهمیت ندادنِ آن بزرگواران به قرآن و سیره اهل بیت علیهم السلام می کوبند در حالی که گفتار و کردار و آثار روزانه آنها، نه تنها آنی تُهی از آثار و گفتار و احادیث و روایات آن چهارده نور پاک (علیهم السلام) نیست بلکه در جای جای این آثار، کلام آن بزرگواران و معصومین علیهم السلام است که به عنوان شاخص خودنمایی می کند و مسیرِ صحیح قله عرفان را برای رهروان "طریق معرفت نفس و معرفت ربّ" تبیین می کند.

بگذریم...

در این میان، دکتر باقر لاریجانی نیز از این لحظات استفاده کرده و با آقا سینا ولایی برنامه ریزی مراسم تدفین را هماهنگ می کرد. بالاخره درب باز شد و این بار پس از اقامه نماز، متعلّقه مرحوم ولایی و فرزندشان و دکتر باقر کنار جنازه حاضر شدند.

در همین حین خبر رسید که دکتر علی لاریجانی هم (که تازه از تهران رسیده بودند) در حال ورود به منزل هستند.

ارتباط دکتر علی لاریجانی با مرحوم ولایی (علیه الرحمه) به واسطه خانواده شهید مطهری نیز بوده است. به یاد دارم که حدود 6 سال قبل آقای دکتر محمّد مطهری (فرزند استاد شهید مطهری) به مناسبت بزرگداشت روز معلم و سالگرد شهادت اُستاد به دعوت مرحوم ولایی به مدرسه شیوای آمل آمده بودند که در بَدوِ سخنرانی شان، به حال حضّار (آملی ها) غبطه می خوردند که؛

 "ما (خانواده شهید مطهری) وقتی به مشکلی بر می خوریم، بعد از توکّل به خدا و ائمّه معصومین علیهم السّلام، دست به دامانِ جناب آقای ولایی می شویم. وقتی در تماس هایی که با ایشان داریم، صدای ایشان اینقدر برای ما آرامبخش است، زیارت ایشان که جای خود دارد".

البته معلوم است آقای دکتر لاریجانی و خانواده شان نیز ارادت ویژه و دیرینه ای با مرحوم ولایی داشتند که اینچنین و در اولین روز کاری هفته به رغم برنامه فشرده مجلس شورای اسلامی، تفویض اختیار نموده و به اتفاق خانواده شان راهیِ شهر آمل و شرکت در مراسم تدفین مرحوم ولایی می شوند و این ادبشان نسبت به مقام علمی و عرفانیِ مرحوم خواجه ابوسعید ستودنی است که به هنگام تدفین آن مرحوم، تا پایان مراسم و در آن گرمای طاقت فرسا، خود را ملزم به ماندن تا پایان مراسم می داند.

خلاصه اینکه دکتر به همراه دو فرزندشان وارد می شوند و پس از ورود به اتاق با اشاره حضرت علامه مواجه می شود که امر می فرمایند روی صندلی بنشیند اما دکتر لاریجانی دو زانو روی زمین نشسته و به قرائت فاتحه مشغول می شود.

بعد از چند دقیقه، دکتر باقر (داماد علامه) خاضعانه خدمت معظّمٌ له برای شروع مراسم کسب اجازه کرده و در مورد مکان تدفین هم توضیح مختصری تقدیم می کنند (که قرار است در کنار مزار ابوی شان آرام گیرند) و حضرت علامه هم متفکرانه و بسیار معنادار سری تکان داده و تأیید می کنند.

سپس مقدمات تشییع جنازه با حضور اطرافیان نزدیک جناب خواجه آغاز می شود.

بعد از چند دقیقه با بلندکردن تابوت و انتقال به بیرون از منزل، مراسم تشییع آغاز می شود.

دکتر باقر هم خدمت حضرت علامه پیشنهاد می کند که چون مردم بیرون و در گرما منتظر شروع مراسم هستند، مراسم شروع شود و پس از شروع مراسم، آنوقت هر طور صلاح دانستید عمل کنید و یا تشریف ببرید که با پاسخ مثبت آقا همراه می شود.

آقایان مرتضی جوادی (فرزند حضرت آیت الله جوادی آملی)، ربیع فلاح (استاندار مازندران)، عزت الله یوسفیان(نماینده مردم آمل در مجلس)، رسولی(سرپرست فرمانداری آمل)، طالبی(دادستان آمل) از جمله افرادی هستند که در چند دقیقه مانده به آغاز مراسم در بیت مرحوم ولایی حضور یافتند.

به محض خروج از منزل، جمعیت حاضر نیز پروانه وار دور تابوت آن مرحوم حلقه زده و با جان و دل و کمال ارادت نسبت به آن بزرگمرد الهی به تشییع پرداختند و به سمت آستانه مبارکه امامزاده ابراهیم(علیه السلام) جهت حضور در مراسم خاکسپاری حرکت کردند.

در کنار قبر مرحوم ولایی دکتر لاریجانی و سایر مقامات استانی و شهرستانی به همراه خیل عظیمی از مشتاقان و ارادتمندان آن بزرگوار حضور داشتند که پس از اعلام اقامه نماز (به امامت حجه الاسلام احمدی راد) به صفوف فشرده نمازگزاران پیوستند و بعد از آن نیز تابوت به سمت قبرِ از قبل آماده شده در جوار مزار ابوی حضرت علامه حرکت داده شد.

سیل عظیم جمعیت مانع حرکت عادی تابوت شده بود تا حدّی که به سختی و مشقّت، پیکر آن مرحوم را درون قبر گذاشتند.

حجه الاسلام صمدی آملی (از شاگردان حضرت علامه) نیز درون قبر، اعمال تدفین را انجام داده و یکی دو نفر از عزیزان هم به ایشان کمک می کردند. سپس تلقین هم توسّط حُججِ اسلام صمدی و ضیایی قرائت و اِلقاء شد.

بعد از آن از فرزند مرحوم خواجه خواسته شد که اگر می خواهد چهره نورانی پدر را برای آخرین بار زیارت کند، وارد قبر شود که آقا سینا هم وارد شده و با حضرت خواجه وداع نمود و در ادامه یکایک سنگ لحدها گذاشته و مراسم تدفین آن بزرگوار، ظاهراً بدینصورت به اتمام رسید. در نهایت هم تلقین بعد از تدفین توسّط حجه الاسلام ضیایی (از شاگردان حضرت علامه) انجام شد.

پس از تدفین، جمعیت یکایک فاتحه ای قرائت کرده و آرام آرام آنجا را ترک می کردند. دکتر علی لاریجانی نیز جزو اولین نفراتی بود که بعد از اتمام خاکسپاری، فاتحه ای قرائت نموده و آمل را ترک کرد.

دکتر باقر لاریجانی هم پس از فاتحه، در حال خروج از محوطه حرم بود که با حجه الاسلام مرتضی جوادی آملی مصافحه و احوالپرسی کرده و آنجا را ترک می کند.

آقا سینا نیز به رسن ادب و قدردانی و نیز با خشوعی مثال زدنی (که گوشه ای از خضوع محض پدر را نشان می دهد) در ورودیِ آستانه مبارکه ایستاده و ضمن شنیدن تسلیت های مکرّر حضّار، از آنها برای حضور در مراسم تدفین قدردانی می کند.

عاشَ سعیداً و ماتَ سعیدا...

به فرمایش حضرت علامه،

از شمارِ دو چشم، یک تن کم

وز شمار خرد، هزاران بیش

سالها عشّاق خاکم را زیارتگه کنند

چونکه من روزی طواف کوی جانان کرده ام...

------------------------------------------------------------------------------------------------------------

مخاطبان محترم می توانند برای دیدن حدود 60 عکس بصورت gif  و این گزارش در تلگرام به کانال تلگرام همین وبلاگ به نشانی

telegram.me/amol6

dh

amol6@

مراجعه نمایند.

گزارش مراسم تدفین مرحوم ولایی علیه الرحمه

 

 

به زودی گزارشی از مراسم تشییع و تدفین مرحوم خواجه ابوسعید آملی (حاج رضا ولایی علیه الرحمه) تقدیم خواهد شد.

 

 

 

 

 

 

 

علامه دهر در تلگرام

"علامه دهر" را در تلگرام دنبال کنید؛

اینجا وارد شوید.

 

کانال دیگری که در تلگرام و با بهره برداری از نام وبلاگ "علامه دهر" ایجاد شده، ارتباطی با این وبلاگ نداشته و مطالب منتشره در آن فاقد تأیید و تکذیب توسط مسیولین این وبلاگ می باشد. باز هم تأکید می شود کانال تلگرام وبلاگ علامه دهر، به این نشانی (telegram.me/amol6) و فقط حاوی مطالب، عکسها و فیلمهای حضرت استاد علامه حسن زاده آملی (حفظه الله) می باشد.

 

 

 

 

دل شکسته...